((( عشق بی قید و شرط )))
(( فصل دوم ))
( رقابت یا لیاقت )
* پارت ششم *
*****مرینت*******
امروز روز تولد آدرینه قراره من سرگرمش کنم یه بلیز قرمز با شلوار کرمی
پوشیدم کفشای پاشنه 12سانتی قرمز رو هم پوشیدم موهام رو بالا دو
گوشی بستم و یه کیف کرمی برداشتم و به رژ قرمز و ریمل مشکی و سایه
کرمی زدم ست طلای سفیدم رو هم انداختم به دوش عطر هم گرفتم
بایرن چون آستین کوتاه بود به کت کرمی آستین سه ربع هم روش
پوشیدم و رفتم پایین آدرین داشت صبحونه میخورد : صبح بخیر
داداش خوشتیپم
- صبح بخیر گلم
_ آدرین
- هوم
_ آدرین
- بله ؟
_ آدریییییین
- جانم ؟
_ میشه بریم بیرون
- کجا ؟
_ بریم شهر بازی
- ماری ببخشید امروز نمیشه شرکت کلی کار دارم
_ آدری خواهش میکنم
- ماری چرا با کاترینا یا بقیه نمیری ؟
_ چون اونا کار دارن!
- خب منم کار دارم !
_ آدرییییییییییییین !
- چیه ؟
_ خواهش میکنم !!!!
- باشه قبول برو تو ماشین !
سوییچ رو گرفت جلوم : منم وسایلم رو بردارم میام !
_ مرسی عزیزم
گونه اش رو بوسیدم و رفتم سوار ماشین شدم و پیش به سوی شهربازی...
*****آدرین*******
رفتیم شهر بازی این دومین بار بود که با مرینت میرفتم شهربازی امروز
کلا حس خوبی دارم انگار قرارهای یه اتفاق خوب بیوفته
ماشین و پارک کردم و پیاده شدیم : خب کجا بریم ؟
- نمیدونم هر جا تو بگی !
_ بریم ترن
- باشه
رفتم تو صف بلیط 3 نفر جلوم بودن داشتم از دور مرینت رو که روی یه
نیمکت نشسته بود رو نگاه میکردم که صدای جیغ بلند شد سرم و به سمت
صدا بر گردوندم یا عیسیییییییییییییی مسیییییییییییییییییییییییییییح
یه لشکر کامل افراد مسلح همه یا اسلحه و چیزای دیگه اینا از مافیا هم
رد کردن باید تبدیل بشم یه نگاه به اطراف کردم مرینت نبود رفتم توی
دستشویی : بلگ وقت تغییر شکله !
_ پلگ تبدیل گربه ای ( خیلی وقته میراکلس ندیدم انگلیسیش یادم نیست)
تبدیل شدم به کت نوار همزمان لیدی باگ و استار شاین و کینگ مانکی هم
اومدن باهاشون درگیر شدیم اما اونا خیلی قوی بودن از پسشون بر
نمیومدیم یهو یه چیز کرد پرت کردن طرفمون و یه نور بنفش دورمون رو
احاطه کرد و دیگه هیچی نفهمیدم.......
به نظرتون چه بلایی سر قهرمان ها اومد ؟
این داستان ادامه دارد.......
