خلاصه ی معنی عشق :
یک ماه بعد ماریت و آدرین عروسی میکنن آدرین شب عروسی به مارینت
تجاوز میکنه و مارینت بعد از یه هفته میفهمه که حامله است اما به
آدرین چیزی نمیگه و چون آدرین طلاقش نمیده یواشکی از کشور فرار
میکنه و گیر یه باند قاچاق انسان میفته و اونا اینقدر مارینت رو کتک
میزنن که بچه اش سقط میشه و رحمش به شدت آسیب میبینه به حدی
که احتمال بارداری صفره آدرین وقتی این موضوع رو میفهمه از مارینت
طلاق میگیره و مارینا برای انتقام با لوکا دشمن قسم خورده ی آدرین
ازدواج میکنه دو سال بعد استاد فو وارد زندگی مارینت و لوکا میشه و
اونا رو به قهرمان تبدیل میکنه وقتی حاکماث رو شکست میدن استاد فو
به عنوان تشکر با معجزه گر ها آرزو میکنه که مارینت دوباره بتونه حامله
بشه بعد از یه سال مارینت و لوکا صاحب یه دختر به اسم ماریانا میشن
15 سال بعد آدرین برمیگرده و وقتی میفهمه مارینت زن لوکاست
خشمگین میشه و دستور میده که برای لوکا دسیسه درست کنن یه شب که
لوکا و مارینت تو ماشینن بحثشون میشه و مارینت از ماشین پیاده میشه
همزمان یه تریلی بزرگ با سرعت به سمت اونا میاد لوکا که دنبال مارینت
رفته بود مارینت و پرت میکنه اونطرف و خودش میره زیر تریلی و درجا
تموم میکنه 3 ماه بعد وقتی سال تحصیلی شروع میشه آدرین میفهمه
بهترین دوست دخترش لیانا ( دختر لایلا که 5 سال پیش خود لایلا مرد)
ماریانا دختر مارینته با استفاده از ماریانا و لیانا آدرس خونه ی مارینت و
پیدا میکنه و یه شب که ماریانا و لیانا رفتن خونه ی دوستشون ساشا
یواشکی میره خونه مارینت و باهاش رابطه برقرار میکنه مارینت دوباره
حامله میشه و برای حفظ آبرو مجبور میشه با آدرین ازدواج کنه همچنین
دکترا گفته بودن که اگه بخواد بچه رو بندازه ممکنه بمیره ماریانا از این
موضوع ناراحت میشه و قهر میکنه و از خونه میره آدرین میره دنبالش
چون مثل دختر خودش دوستش داشته و موقعی که ماریانا میخواد از
کوچه ی خلوت ردشه جرج ( پسر کلویی و ناتانائیل) میگرتش و میخواد
بهش تجاوز کنه که آدرین نمیذاره و پسره و زیر بار مشت و لگد میگیره و
با ماریانا بر میگردم خونه تموم طول راه برای اینکه ماریانا آروم بشه بغلش
میکنه از اون به بعد ماریانا آدرین رو بابا صدا میکنه و رابطه اش با آدرین
خوب میشه هشت ماه بعد مارینت و آدرین صاحب یه پسر به اسم آرژین
میشن و مارینت و آدرین کنار ماریانا و لیانا و آرزین زندگی خوبی رو
میکنم چون از موقعی که آرزین به دنیا میاد رابطه ی مارینت و آدرین
خیلی بهتر میشه و مارینت روز به روز بیشتر از قبل عاشق آدرین میشه و
آدرین هم همینطور 7 سال بعد ماریانا با پسر ویولت و فیلکس ادوارد
ازدواج میکنه و صاحب دختری به اسم الکساندرا میشن لیانا هم با پسر
السا و مایکل وارانا ازدواج میکنه و صاحب یه پسر به اسم آرین میشن
آرژین هم با دختر کاترینا و آرشام کارمینا ازدواج میکنه و صاحب یه دختر
و به پسر دو قلو به اسم های ویکتور و ویکتوریا میشن دختر کوچیک
کاترینا و آرشام ، آرام هم با یه پسر ایرانی به اسم آرتان ازدواج میکنه و
صاحب دو تا پسر به اسم های کیارش و داریوش میشن کاترینا و آرشام به
درخواست کاترینا بعد از اینکه از ماه عسل برگشتن میرن ترکیه زندگی
میکنن و آرشام هم مسیحی میشه فقط به خاطر کاترینا و آرام مسلمون
میشه و با آرتان برای زندگی میرن ایران و اینجوری همشون خوشبخت شدند.
سبک ازدواج شخصیت های ما با همه ازدواج ها فرق داشت ازدواج اونا
ازدواج به سبک اجباری بود چون اگه خانواده هلشون اونا رو مجبور به
ازدواج نمیکردم شاید الان خوشبخت نبودن اما با این ازدواج اجباری اونا
اعشق واقعی رو درک کردن و معنی عشق رو فهمیدند.
خب چطور بود خوب تموم شد ؟
به پایان رسید این قصه ی ما اما ماجراها همچنان باقیست......
