چهار عنصر اصلی پارت ۳

از زبون آیلار















با صدای گوش نواز خروس



صبر کن ببینم ماکه خروس نداریم‌پس این الاغ‌کیه


اهاان مری خودمونه



بیدار شدم





داشت بهم فوش میداد:گاو

ادرین هم همراهیش میکرد:اسکل

مری:احمق

ادری:کله شق

مری:الاغ

ادری:کله خر



من : واااای نفس بکشید همش دارن حیوون میکنن توی جون من


هرچی گفتین خودتونید


من:الان ما کجاییم اصلا

چه خری مارو اورده اینجا



دیدم یک دختر‌دیگه داره ریز میخنده



یکدفعه ویندوزم اومد بالا:عه ببخشید من به مرینت گفتم الاغ


ادرین میخندید



دختره اومد جلو و گفت:سلام من الیا سزار هستم
پرنسس خاک




من:هااااا بعد ننه بابات کدوم گور......


مرینت دم دهنمو گرفت


من:یعنی کجا تشریف دارن


الیا:اونا الان میان




یکدفعه یک زن و مرد و یک پسر اومدن



ادرین و مرینت تعظیم کردن اما من روی تخت نشسته بودم و هیچی نمی گفتم 😂😂😂


ادرین هی نشکون میگرفت منم میگرفتم


زنه:سلام خوش امدید


آدرین و مرینت:ممنون


منم هنوز مثل اوسکلا نگاه میکردم



زنه:فقط یک سوال



ایندفعه من گفتم:بنالید.....یعنی چیز.....بفرمایید



زنه خندید و گفت :شما از نصل اواتار کورا هستین؟!


من : بله من و مرینت اواتار هستیم و اومدیم به این سرزمین تا خاک افزاری یاد بگیریم



روبه عینکی گفتم: آق پسر عینکی تو لالی


مرینت و ادرین برام با چشم خط و نشون می کشیدن


ولی من راحت باهاشون حرف میزدم


اق پسر عینکی: سلام من شاهزاده نینو هستم



من:خوشبختم شازده


ادرین داشت چشم غوره میرفت 😂😂😂



الیا:میگم شما خبر دارید که شاهزاده ی اتش خیلی پیشرفت کرده

من:خب به چپ......
ادرین زد تو سرم و اروم گفت:حیا کن


منم گفتم:عه داداش مگه حیا هم میکنن



ایندفعه گفت :خاک تو اون سرت اوسکل









الیا بردمون توی میدون نبرد







یک پسر به سمت منو مرینت سنگ پرتاب کرد جاخالی دادیم و مرینت اومد بپره پسررو بزنه داداشم گرفتش😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

ایندفعه نوبت من بود‌ ادری که دستش به مری بند بود بخاطر همین پسررو منجمد کردم😂😂





من:بگو غلط کردم گوه خوردم





ادرین و مرینت:🤦‍♂️🤦‍♀️
شازده نینو:😺😂
پری الیا:🤣🤣🤣
ملکه و پادشاه:😑😑😑
یارو که منجمدش کردم:🥶







مرینت















از عقب ایلار یک کشتی میومد




ایلار داشت دلقک بازی درمیورد این ادری هم میخندید

















آلیا: چی شده چرا توی هپروتی


من: ا...ال...الی....با داد:الیاااااااا شاهزااااده ی‌اتیییش


ایلار:کوووو کجااااا حلقه ی دفاعی




من ادری و ایلار یک خط شدیم و باهم ابو کنترل کردیم تا گشتی ها نیان ولی اونا اومدن

 

 

بعدی ۴

[ 19 Feb 2021 ] [ 8:42 PM ] [ Asal ] [ ]
آخرین مطالب