رمان بانوی سنگ شده پارت 2

مرینت: من دیگه تصمیم گرفتم که وقتشه به آدرین بگم که من دوستش دارم.
آلیا: تصمیم درستی گرفتی. خب باید یک نقشه ای بچینیم. هی نینو!
نینو: جانم عشقم.

الیا: بیا اینجا تا بهت بگم. (و نقشه را پچ پچ میکند.)فهمیدی؟

نینو: آلیا جان میشه دوباره توضیح بدی؟؟

آلیا: ای خدا!( نویسنده وآلیا ماهیتابه به دست دنبال نینو راه میافتند.)

*از زبون نینو*

آلیا امد و تو گوشم یه چیزی گفت منم گفتم آلیا جان میشه دوباره توضیح بدی؟ که یهو با ماهیتابه اومد دنبالم. حالا ماهیتابع از کجا گیر آورده بود خدا میدونه.

من: آلیا جان غلط کردم لطفا منو عف کن.

آلیا: کوفت آلیا.مرگ آلیا!واستا ببینم!

که مرینت مانع شد. مرینت: آلیا ولش کن! غلط کرد!

آلیا: معلومه که غلط کرده!

که یهو.....

بمونه واسه پارت بعد.

موضوعات: بانوی سنگ شده
[ 7 Apr 2021 ] [ 1:23 PM ] [ Asal ] [ ]
آخرین مطالب