(از زبون#)( گفته بودم این برای زمانی که تبدیل شدند هم کاربرد دارد)
تبدیل شدم و منتظر این پیشی مون موندم. اوف آخه کجا مونده بود؟
اع. دیدم یه پیغام صوتی فرستاده: خب مای لیدی من مثل همیشه آماده ام تو چی؟
#: معلومه که آمادم
&: خدا رو شکر.
#:آه( مثلا حرصش در اومده)چند بار بهت بگم این کار رو نکن؟؟!
&: ببخشید (مثلا با نیشخند). خب این بار کی شرور شده.
#:سابرینا.
(8= حاکماث)
نقشه ام داره خوب پیش میره
(از زبون راوی)
کت نوار برای اینکه جدا کننده رو بخواهد شکست بده از کتاکیزم استفاده میکنه ولی جدا کننده کت نوار را به درخت میزنه و کتاکیزم کت به درخت میخوره.(چه عجب. حاکماث به بنده هاش یکم عقل داد/منظورت چیه؟ داری میگه بنده هام خنگ بودن؟؟/ دقیقا) و جدا کننده اون دوتا رو گیر انداخت.
@: نمیخوای معجزه گر هاشون رو بگیری؟
0: آره ولی اول باید اونا به حالت عادی بر گردند تا مقاومت نکند.
از زبون#
اوضاع داشت بد پیش میرفت. یهو جدا کننده مارو توی یک اتاق گیر انداخت و طناب پیچ کرد. تقلا کردیم که آزاد بشیم ولی طنابا خیلی سفت بود. اون در رو بست. دیگه داشتیم به حالت عادی برمیگشتیم.اوه اوه.
&: چیزی شده مای لیدی؟
#: نگاه نکن پیشی!
از زبون &
دیدم مای لیدیم گفت اوه اوه
&: چیزی شده
#: نگاه نکن پیشی!
که یهو یه نور صورتی از طرف مای لیدیم اومد. فهمیدم به حالت عادی برگشته. )نکته الان هر دوشون به حالت عالی برگشتند (
#: باشه نگاه کن.
( از زبون راوی)
اون دوتا روشون رو برگردوندند. و به هم نگاه کردند.
&:مرینت؟! #: اره منم کسی هستم که هی بهش میگفتی شی
جاست فرند.
برو با همون کسی که عاشقشی خوش باش.
&:مرینت تند نرو. من عاشق لیدی باگ بودم که تویی ولی
نمیتونستم به کسی حتی تو بگم من عاشق لیدی باگم برای همین
بهت میگفتم من عاشق یکی دیگم تازشم جناب عالی هم کم بی
محلی نکردید. هربار که گل میاوردم تو رد میکردی و میگفتی
من فقط یه همکارم.
#: بعدا در بارش حرف میزنیم
. خلاصه اونا کوامی هاشون رو شارژ میکنند و جدا کننده رو شکست میدند.
پایان پارت 6
کش هویت اصل کاری رو هروقت شد مینویسم.
