رمان بانوی سنگ شده پارت7+ بازگشت بعد چند روز

  زینگ زینگ زینگ زینگ زینگ زینگ زینگ زینگ زینگ

  #(مثلا طوری که کابوس دیده باشه بیدار میشه)هوف خدا رو شکر کابوس بود/(منظورم کشف    هویتشونه) واستا ببینم چرا من صدام دخترونه شده؟ نگو که...... من تو بدن مرینتم!!!!!!!!!!!! (    حالا مثلا یکی شرور شده که میتونه بدنا رو جابجا کنه بدنای همه رو جابجا کرده حتی تیکی و    پلک)

 ( در کل شهر)

 : اینکه بدن من نیست!
 : الان بدنم کجاس؟؟

 : اصلا این چطور کار میکنه؟( داداش بدنه دیگه ربات نیست/ تو دیگه ساکت باش که هرچی   میکشم از دست ابر شرورای تویه *لیدی باگ ساطور را بر میدارد و به سمت حاکماث میدود*/   غلط کردم لطفا منو نجات بدید/نه نه نه تا کشف هویت اصلی از این خبرا نیست)

 ^: کلویی تو الان کجایی؟

  (10-کلویی): مایک کجایی؟

  ( در عمارت آگراست)

  &: چه خواب خوبی واستا ببینم من کجام ؟ چرا اینطوری  لباس پوشیدم؟ و( تو ذهنش) از همه      مهم تر جعبه ی میرالکس  باکس کجاست؟؟ و دست کی افتاده؟؟

  >: چی شده؟ آدرین چرا من تو بدن پلکم؟

  &: تیکی؟ منم مرینت. این باید کار یه ابر شرور باشه.

  پایان پارت هفت.

 راستی من یکی دو روز نیستم فراموشم نکنید ها

 

موضوعات: بانوی سنگ شده
[ 13 Apr 2021 ] [ 10:55 AM ] [ Asal ] [ ]
آخرین مطالب