پارت 17

یوزپلنگ: ( مشغول کار میشه)

لیدی باگ : الان داری چیکار میکنی؟

یوزپلنگ: دارم یک سر این تور رو به تیر کمونم گره میزنم.

حاکماث : که مایورا و مارپیتون رو نجات بدی.

یوزپلنگ: بله. ( تیر را رها میکند) خب تا اون دوتا خودشون رو برسونند یه چیز مهم درباره مبارزه با یک تسخیر شده. نزارید  پنجه هاش به کسی بخوره حتی به خودتون هم نباید بخوره. چون اگه بخوره اون فرد به تدریج قلبی مثل سنگ پیدا میکنه و درنهایت تبدیل میشه به یک تسخیر شده. حتی میرالکس لیدی باگ  هم نمیتونه زخمایی که یه تسخیر کننده بهتون میزنه رو خوب کنه. منو مارپیتون میتونیم با تیر جادویی مون تسخیر شدگی رو برگردونیم. ولی تیر باید به سینه اش بخوره و جای سخت ماجرا اینکه تسخیر شده جلیقه ی زد گلوله داره. و باید یکی جلیقه رو نابود کنه. ولی نمیتونیم اطمینان داشته باشیم که اون فرد زخمی نشه. چون حتی یه زخم ریز مثل خراشیدگی کافیه تا در عرض 14 روز تبدیل به یک تسخیر شده بشه. و یه چیزی کسی که تسخیر شده هارو کنترل میکنه میتونه تمام چیز هایی که فرد زخمی میبینه رو ببینه پس اگه زخمی شدید باید معجزه گرتون رو بدید. و حافظتون رو درباره ی هویت همکارتون پاک بشه البته تا زمانی که تسخیر شدگی بروز بده و خنثا بشه. بعد چیزایی که از هویت همکارتون  یادتونه خود بخود بر میگرده. چون تمام کارهایی رو که برای ایمنی کردیم رو برعکس میکنه.

لیدی باگ: تو چطور همه ی اینا رو میدونی؟

یوزپلنگ: چون تجربه کردم

کت نوار: خب بریم اون تسخیر شده رو نجات بدیم.

حاکماث: بریم.

یوزپلنگ : لیدی باگ از سمت چپ میره. کت نوار از راست.  حاکماث از عقب. من از جلو. اینا رو هرکی یکی ور داره. چون میعلوم نیست کی فرصت فرو کردن  تیر رو داره.

 

 

 

 

 

 

 

 

بعدی 6 نظر

موضوعات: بانوی سنگ شده
[ 10 May 2021 ] [ 11:14 AM ] [ Asal ] [ ]
آخرین مطالب