مرینت: دو روز دیگه عید تمام میشه بقیه ی روز ها چیکار کنیم ؟
ادرین: نمیدونم مثلا قرار بزاریم؟
مرینت: نه یه جیز دیگه
ادرین: نمیدونم
مرینت: هوف میخوای امروز بریم؟
ادرین:نه نمیخوام🥺🥺
مرینت: چرا؟؟؟؟
ادرین:اولین بارمه که بلاخره میرم جایی با کسی که دوسش دارم اونم بدون اینکه پدرم هی دعوام کنه نمیخوام برگردم حداقل میخوام خیلیی کارها رو بکنیم که دیگه هیچ وقت فراموشش نکنم
مرینت: اوه عاااممم ا..اشکالی نداره .............عاااام.........عااااا.........میخوای بریم بیرون کاپ کیک بخوریم؟
ادرین: اره😖😖😖
مرینت: افرین خب حالا چترتو بیار امروز قراره بارون بیاد
ادرین:اوک😖😖😖
وقتی رسیدن کاپ کیک خوردن ادرین گفت:( ممنون مرینت حالم بهتر شد)
مرینت: اگه به کمکم احتیاج داری فقط بگو
ادرین:همیشه خوشحالم میکنی
مرینت: *کیوت*ناز
و باهم زیر بارون راه رفتن و آب بازی کردن و باهم خندیدن
ادرین:( این بهترین روزیه )
مرینت:( خوشحالم که خوشحالی)
ادرین:( حیف که فردا باید بریم )
مرینت:( عه ناراحت نشو دیگه نبینم دوباره غمگین باشی ها)
ادرین:( باشه )
مرینت:( افلین حالا بخند )
ادرین:( نمیتونم از دست پدرم )
مرینت:( اوک پس وقت....... قلقلکت کنم)
ادرین:( نه نه وایسا)
و مرینت قلقلکش کرد و ادرین مرد از خنده
ادرین:( کافیه باش کافیه🤣)
مرینت:( افلین)
و وقتی که برگشتن و در رو باز کردن همه جا تاریک و ادرین گفت:( مرینت پشت من بمون)
مرینت:( چه خبر شده)
الیا و نینو:( سوپرایززززززززز)
ادرین پرید و گفت:( ها ؟؟؟؟؟؟ چیه جیه،؟؟؟؟؟؟ مشکل کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
مرینت خندید و گفت:( 😂😂😂😂😂 ادرین🤦🏻♀️😂)
نینو:( پسر نترس فقط یک جشن کوجیکه که بهترین روزت باشه که فراموشش نکنی )
ادرین:( اهاااا هه هه😅😅😅😅)
مرینت خندید و مرد از خنده و ادرین هم باهاش خندید و باهم جشن گرفتن و باهم کیک خوردن
تمامم شد میدونم کمه به خاطر همین من امروز دوتا پارت میدم
خب دیگه باااااای❤
