مارینت
جلوی در اتاق ایتین وایستادم
اول یه کمی مکث مردم و خواستم در بزنم که یهو دستی جلوی دهنم قرار گرفت
شک شدم و تا خواستم به خودم بیام
یهو بردم توی یه اتاق
فیلیکس :خب خانومی نتونستم اونجا باهات کامل بشم و خالا بهتر اشنا میشیم
تا خواستم اعتراضی کنم اول یه دستش رفت جایی که نباید میرفت و لباش رو روی لبام قرار داد
وحشیانه می بوسید
یهو دست برداشت و دستش رو به گونم کشید
فیلمی:نکران نباش بانو ازت خوب استفاده میکنم
و لباش اروم اروم روی گردنم قرار گرفت
خواستم جیغ بزنم و کمک بخوام ولی دستش جلوی دهنم قرار گرفت
داشا لیش لزوم اروم پایین میرفت
ارومه اروم
یهو دست برداشت و دستش اوند سمت لباسم
خواست پارش کنه که در زده شد
فیلیکس یهو به خودش اومد و سریع رفت توی حموم اتاق قایم شد
در همینطور زده میشد
به خودم اومدم و در رو باز کردم که ایون رو دیدم
ایون:مارینت هیچ معلوم هست تو کجایی
من:ایون....م....من
ایون لبخندی شیطانی زد و دستش رو پشتو گذاشت و گفت
بیا بریم توی دفتر بهت اب بدم
منم همراه رفتم
وارد دفترش شدیم
من:اب بده
ایون:قبل اب من ازت یه چیزی میخوام
من:چ..چی
ایون:میخوام بدونم لبات چه طمعی داره
من:ا...ایون
تا خواستم چیزی بگم یهو جهش زد سمتم و لباش رو روی لبام گذاشت
بر خلاف فیلیکس که وحشیانه می بوسید
ایون خیلی خونسرد می بوسید
انگار میخواست از تم تک ثانیه های زمان استفاده کنه
یهو ولم کرد و بطریه ابی از توی یخچال دفتر برداشت و بهم داد
ایون:مراقب باش کوچولو لبای خوش طمعی داری
با ترس اب رو ازش گرفتم
و سریع از اتاق اومدم بیرون
سریع رفتم توی اتاقم که دیدم ادرین روی تخت دراز کشیده و با موبایل ور میره
ادرین:دیر کردی پرنسس
من:اد...ادرین
ادرین:هیسسسس بیا بغل عمو دخملم
من:هه عمرا
یهو بلند شد و به دستم رو پشتو پیچوند و بعد از گوشه ی لبام تا.... بوسید
من:ادرین ترو خدا ولم کن
یهو ولم مرد
ادرین:چون تو خواستی حتما
بعد رفت و.....
خب اینم پارت دهم ببخشید کم بود
ببخشید منحرفیش کم بود
اخه پارت یازدهم منحرفیش بیشتره
