من،تو یه دنیا عشق پارت دهم

مارینت

جلوی در اتاق ایتین وایستادم

اول یه کمی مکث مردم و خواستم در بزنم که یهو دستی جلوی دهنم قرار گرفت

شک شدم و تا خواستم به خودم بیام

یهو بردم توی یه اتاق

فیلیکس :خب خانومی نتونستم اونجا باهات کامل بشم و خالا بهتر اشنا میشیم

تا خواستم اعتراضی کنم اول یه دستش رفت جایی که نباید میرفت و لباش رو روی لبام قرار داد

وحشیانه می بوسید

یهو دست برداشت و دستش رو به گونم کشید

فیلمی:نکران نباش بانو ازت خوب استفاده میکنم

و لباش اروم اروم روی گردنم قرار گرفت

خواستم جیغ بزنم و کمک بخوام ولی دستش جلوی دهنم قرار گرفت

داشا لیش لزوم اروم پایین میرفت

ارومه اروم

یهو دست برداشت و دستش اوند سمت لباسم 

خواست پارش کنه که در زده شد

فیلیکس یهو به خودش اومد و سریع رفت توی حموم اتاق قایم شد

در همینطور زده میشد

به خودم اومدم و در رو باز کردم که ایون رو دیدم

ایون:مارینت هیچ معلوم هست تو کجایی

من:ایون....م....من

ایون لبخندی شیطانی زد و دستش رو پشتو گذاشت و گفت 

بیا بریم توی دفتر بهت اب بدم

منم همراه رفتم

وارد دفترش شدیم

من:اب بده

ایون:قبل اب من ازت یه چیزی میخوام

من:چ..چی

ایون:میخوام بدونم لبات چه طمعی داره

من:ا...ایون

تا خواستم چیزی بگم یهو جهش زد سمتم و لباش رو روی لبام گذاشت

بر خلاف فیلیکس که وحشیانه می بوسید 

ایون خیلی خونسرد می بوسید

انگار میخواست از تم تک ثانیه های زمان استفاده کنه

یهو ولم کرد و بطریه ابی از توی یخچال دفتر برداشت و بهم داد

ایون:مراقب باش کوچولو لبای خوش طمعی داری

با ترس اب رو ازش گرفتم

و سریع از اتاق اومدم بیرون

سریع رفتم توی اتاقم که دیدم ادرین روی تخت دراز کشیده و با موبایل ور میره

ادرین:دیر کردی پرنسس

من:اد...ادرین

ادرین:هیسسسس بیا بغل عمو دخملم

من:هه عمرا

یهو بلند شد و به دستم رو پشتو پیچوند و بعد از گوشه ی لبام تا.... بوسید

من:ادرین ترو خدا ولم کن

یهو ولم مرد

ادرین:چون تو خواستی حتما

بعد رفت و.....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خب اینم پارت دهم ببخشید کم بود 

ببخشید منحرفیش کم بود

اخه  پارت یازدهم منحرفیش بیشتره

 

[ 11 Feb 2020 ] [ 4:11 PM ] [ Asal ] [ ]
آخرین مطالب