عشق بی قید و شرط پارت ۱۱ ( ویژه ی ولنتاین )

*****مرینت *******

داشتم از دستش فرار میکردم که طبق معمول از سر دستو پا چلفتی همیشگی پام اومد جلوی پام و پخش زمین شدم آدرین خودش و بهم رسوند و خودشو انداخت رو من به چشمای هم زل زده بودیم و آدرین با موهام بازی میکرد : دیدی بالاخره من بردم 

محو چشماش بودم که از روم بلند شد و دستم رو گرفت با کمکش بلند شدم : ممنون 

- خواهش میکنم میگم 

_ بگو 

- بریم رستوران ناهار بخوریم و غروب بریم دریا نظرت چیه ؟ 

از اونجایی که ما تو شمال اسپانیا بودیم ( مثلا ) فکر خوبی بود : عالیه 

- پس بریم 

_ باشه ، با آدرین رفتیم رستوران و ناهار خوردیم و غروب رفتیم دریا ساعت ۱۲ شب برگشتیم خونه رفتم تو اتاقم و لباسام رو عوض کردم روی تخت دراز کشیدم که یادم اومد کیفم رو تو ماشین جا گذاشتم ( ای خدا ) از روی تخت بلند شدم و کتم رو پوشیدم و رفتم پایین می خواستم از در برم بیرون که یادم اومد باید سوییچ ماشین رو بردارم برگشتم و از روی اپن سویچ برداشتم داشتم میرفتم سمت در که صدای آدرین متوقفم کرد : مرینت کجا میری ؟ 

_ کیفم و تو ماشین جا گذاشتم میرم برش دارم 

- نیازی نیست

_ منظورت چیه ؟ 

- اونجا رو نگاه و با دستش به مبل سه نفره وسط سالن اشاره کرد خدای من کیف من اونجا چیکار میکنه : اما من که تو ماشین جاش گذاشته بودم پس چطوری اینجاست ؟ 

- من برات اوردم 

_ مرسی 

- خواهش میکنم میگم خوابت میاد ؟ 

_ نه خواب از سرم پرید 

- ام مرینت ! 

با یه لحن خاصی صدام کرد : بله ؟ 

- میشه .... میشه که 

_ میشه که چی ؟ 

- برام قصه بگی از اون قصه های مامان 

چشمام اندازه تلویزیون گشاد شد و فکمم نزدیک بود بخوره زمین سرش و انداخته بود پایین و مثل بچه کوچولو ها درخواست میکرد دلم نیومد بهش نه بگم : باشه 

رفتیم تو اتاق آدرین ( به خدا منحرفی فکر کنید با ساتور تیکه تیکه میکنمتون ) من روی تخت نشستم و آدرینم اومد تو بغلم ( مثل السا و آنا تو فروزن ۲) شروع کردم براش قصه گفتن که خوابش برد منم سرمو گذاشتم رو سرش و خوابم برد .......

**** ۳ روز بعد ******

الان کامل ۶ روزه که ما اومدیم اسپانیا امروز ولنتاین به خاطر همین دلیل شرکت یه جشن ترتیب داده که همه ی کارکنان به همراه خانواده هاشون دعوتن صبح بلند شدم رفتم حموم و با آدرین صبحونه خوردیم بعد رفتم نیکم طراحی کردم و ناهار درست کردم و با آدرین خوردیم ساعت ۵ وقت آرایشگاه داشتم قرار بود با یکی از آشناهامون که برای تعطیلات اومدن اسپانیا برم آرایشگاه لباسم رو برداشتم و موهام و باز گذاشتم و یه بلیز آستین بلند صورتی که روش نوشته بود : STAR با شلوار لی و کفش های مشکی پاشنه ۳ سانتیم پوشیدم و کفش و کیف مهمونیم رو برداشتم داشتم گوشیم رو میذاشتم تو کیفم که زنگ خورد بلا بود جواب دادم : بله بلا ؟

- مرینت یه زحمتی بکش 

_ چه زحمتی ؟ 

- کفش لیمویم و جا گذاشتم 

_ خب برو بیارش من با آژانس میرم 

- خنگ خدا اینجا که جاش نذاشتم ترکیه جاش گذاشتم 

_ خسته نباشی

- سلامت باشی 

_ خب حالا برای چی زنگ زدی داشتم میخوندمش پایین دیگه 

- میشه اون کفش لیمویاتو ازت قرض بگیرم ؟

_ همین خیله خب باشه صبر کن برشون دارم میام پایین 

- دستت طلا منتظرم 

گوشی رو قطع کردم و رفتم کفشای لیموییم رو برداشتم حالا خوبه سایز پای منو بلا جفتمون ۳۹ وگرنه دیگه وا اصافا در رو فقل مردم و رفتم پایین بلا تو ماشین منتظرم بود وسایلم رو گذاشتم صندلی عقب و سوار شدم: سلام 

- علیک چیزی جا نذاشتی ؟

_ اگه منظورت کفشای لیموییه نه جا نذاشتم 

- خدا رو شکر 

_ آنقدر حرف نزن برو دیر شد یه ربع به پنجه 

- باشه ، گاز ماشین و گرفت و راس ساعت ۴:۵۹ جلوی در آرایشگاه ماشین رو پارک کرد وارد آرایشگاه شدیم و اول لباسامون رو پوشیدیم بعد اونا کارشون رو شروع کردن ....... وقتی خودم و تو آینه نگاه کردم سوپرایز شدم این من بودم پیراهن بنفش تا روی زانو و بالاتنه ی سنگ کاری شده با یقه ی دلبری باز که تا وسط سینه میومد و کفشای مشکی و کیف یاسی موهام رو هم با بابلیس فر کرده بود با رژ لب صورتی و سایه ی یاسی و طلایی و رژ گونه ی قرمز و خط چشم و ریمل مشکی عالی شده بودم جوراب شلواری هم نپوشیده بودم وای امشب باید مخ آدری رو بزنم یه نگاه به بلا کردم پیراهن لیمویی تا روی زانو و کفش های لیمویی و بالاتنه ی سنگ کاری شده و یقه ی دکلته که روش یه کت داشت و موهای باز صاف موهای خودمم که باز کیف لیمویی و سایه چشم لیمویی و زرد براق رژ قرمز و رژ گونه ی آجری و ریمل و خط چشم مشکی ما امشب پسرای مهمونی رو تور میکنیم از آرایشگرا تشکر کردیم و اومدیم بیرون پول آرایشگاه رو قبلا پرداخت کرده بودیم سوار ماشین شدیم و پیش به سوی زدن مخ آدری.....

مهمونی و صحنه های ویژه باشه برای پارت بعد که با ۱۰ نظر همراه است.

این داستان ادامه دارد......

 

[ 15 Feb 2020 ] [ 12:36 AM ] [ Soniya jon ] [ ]
آخرین مطالب