لیاقت پارت ۲

کت نوار:

 

باورم نمی شد. فکر نمی کردم لیدی باگ عاشقم بشه. خیلی خوشحال بودم.

بلندش کردم و روی هوا چرخوندم. با صدای بلند می خندیدم و داد می زدم 

من: خیلی دوست دارم

لیدی باگ هم می خندید. دیگه اثری از غم توی چهره اش نبود. 

لیدی باگ: آروم باش الان میوفتم. فکر نکنم دوست داشته باشی بی لیدی باگ بشی.

سریع گذاشتمش زمین. راست می گفت ارتفاع خیلی زیاد بود. 

لیدی باگ: 

 

سرم داشت گیج می رفت. ای گربه احمق!

صدای گوشواره هام در اومد. اوه! باید برم. بلند شدم...

من:مثل اینکه باید برم...

کت: چرا نمی زاری هویتت رو بفهمم. 

من: آخه می ترسم ترش کنی. پیشی پررو. امروز به اندازه کافی روز غافلگیر کننده ای بود. نمی خوام خوشی بزنه زیر دلت.

و یویوم رو پرت کردم.

من:خداحافظ کیتی

و گونش رو بوسیدم. یک لحظه احساس کردم داره خرخر می کنه...

من: داری..خور خور می کنی؟

کت دست پاچه شد و به لکنت افتاد.

کت: ن..نه من...فقط...

من:(باخنده) اشکالی نداره

داشتم می رفتم که دستم و کشید..

کت: بانوی من... میشه فردا شب بیای... به آدرسی که برات می فرستم؟لطفا...

من: البته چرا که نه؟ پس فعلا پیشی نازم

و رفتم...

 

 

 

خوب بود؟

موضوعات: لیاقت
[ 21 Feb 2020 ] [ 4:50 PM ] [ Asal ] [ ]
آخرین مطالب