دلربا پارت 1

*****مارینت ******

با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم اه من غلط کردم این شغلو انتخاب کردم الان کی حال داره بره بیمارستان لعنتی بزور از تخت دل کندم و بلند شدم خب بذارین خودم رو معرفی کنم من مارینت دوپان چنگ هستم 25 سالمه و جراح و فوق تخصص مغز و اعصاب هستم ( اونوقت خودت مغز نداری  ) تعجب نکنید من چند سال رو جهشی خوندم بگذریم من تو فرانسه زندگی میکنم البته تو ایتالیا به دنیا اومدم من موهای سورمه ای بلند تا کمر و چشمای آبی دارم رفتم پایین و یه صبحونه سرسری خوردم و رفتم بالا یک شلوار یخی با بلیز شومیز سفید که روی یقه اش مروارید کار شده بود پوشیدم و یه رژ کالباسی هم زدم و موهام رو هم باز گذاشتم و رفتم پایین تر مامان و بابا خداحافظی کردم و سوار بوگاتی سفیدم شدم و راه افتادم به سمت بیمارستان ...... از ماشین پیاده شدم و رفتم داخل تو بیمارستان همه بهم سلام میدادم دهنم کف کرد از بس جواب دادم ( دلتم بخواد دلربا ! مارینت : جانمممم ؟ دلربا کیه ؟ نکنه کتی میخواد ازدواج کنه ؟ -  ) وارد اتاقم شدم و لباسام رو عوض کردم و اومدم بیرون خب اول بریم به کتی جان سر بزنیم رفتم پشت در اتاق کاترینا ( کتی ) بدون در زدن در و باز کردم و رفتم تو : سلاممممم بر شما جراح و فوق تخصص قلب و عروق 

سرش رو از تو پرونده بلند و کرد و لبخند شیطونی زد : سلاممممممم عزیزممممم چرا در نزدیییی شاید من لخت باشم اونجوری تحریک میشیااااا عشقمممممممممممممممم 

_ نفسم بیا بغلممممممممم میخوام حستتتتتتتتتت کنممممممم 

 خدا به شوهرت رحم کنه 

_ هر وقتتتتتتتت به شوهر تو رحم کرد به ما هم رحم میکنه 

- ببخشید من کی ازدواج کردم خودم خبر ندارم ؟؟ 

_ بیخیالش چه خبر ؟ 

- خبر اینکه یه دکتر جدید داره میاد فوق تخصص و جراح مغز و اعصاب 

_ چیییییییییییییییییییییییی ؟ مغز و اعصاب ؟ 

- اوهوم 

_ بیشعور میخواد رقیب من بشه حالیش میکنم 

- مثلا چه جوری ؟؟؟ 

_ از طریق دلبری 

- اوقققققق 

یکم دیگه با کتی حرفیدم بعد رفتم تو اتاقم و تا ساعت 8 داشتم پرونده ها رو بررسی میکردم ( مگه دادگاه اونجا ؟؟ _ مایساااااااا - اوکی ) ساعت 8 از بیمارستان اومدم بیرون تو راه برای خودم آهنگ گذاشته بودم صداشم زیاد کردم : 

قصه ی الاغی که میگن 

قصه ی الاغ مائه 

با به روایت دیگه الاغه ما هویجه 

الاغ سر عقل اومده 

میخواد شوهر بکنه 

بدبخت ترشیده 

میخواد بشه کد بانوی خونه 

هویجیش و با دیوونگی 

کرده الاغ و دیوونه 

اما الاغ هویجه  

دق میکنه

شوهر نکنه 

با یه نه کوچولو 

الاغ میره تو باغچه 

میگه آهای تاقچه 

بیا منو بگیر پوسیدم 

از عشق تو میمیرم 

آهای آهای آهای 

الاغ شوهر کرد 

چیکار کرد ؟ 

شوهر کرد

هویج و عاشق کرد 

تاقچه رو در به در کرد 

پشت چراغ قرمز وایستاده بودم که دیدم همه ی ماشین های کناری شیشه هاشون رو دادن پایین خاککککککککککک بر سر من کنن با این آهنگ میگن این چه خلیه از طرز فکر خودم خنده ام گرفت ضبط رو خاموش کردم چراغ سبز شد با سرعت جت رفتم داشتم از یه کوچه میپیچیدم که یهو یه مازراتی مشکییی چنان بوقی زد که 7 بار سکته زدم زدممم رو ترمز شانس آوردم یارو از ماشین پیاده شد اولالا چه جیگریه لامصب  هیکلش و نگاه  اومد با دست به شیشه ی ماشین زد در ماشین رو باز کردم و رفتم پایین اون یاروئه : خانمممممم حواست کجاست ؟ مگه ندیدی دارم دور میزنم ؟ 

_ اوهوییییی وایستا باهام بریم به من چه که تو عرضه نداری دور بزنی اورانگوتان 

- جوجه کوچولو مراقبت حرفات باش 

_ نباشم چی میشه ؟ 

- بد میبینی 

_ جدا ؟؟ 

- آره 

رفتم از داخل ماشین فقل و برداشتم و قبل از اینکه کاری کنه یه دونه با فقل فرمون محکم زدم تو نقطه ی حساس بد بخت بدجور داغون شد یکی دیگه هم زدم روی بازوش فقل فرمون و اونجا رها کردم و سوار ماشین شدم و با سرعت از اونجا دور شدم  حقش بود پسره ی پرو بی شعور عوضی بی مغر بی فرهنگ بی تمدن ********* رفتم خونه و بدون خوردن شام خوابیدم.......

 

 

 

 

 

 

خب چطور بود ؟ 

این داستان ادامه دارد......

[ 2 Mar 2020 ] [ 11:47 PM ] [ Asal ] [ ]
آخرین مطالب