عشق مرگ آسا پارت ۱۱

*****مرینت ******

چشمام رو باز کردم روی تخم و تو بغل آدرین بودم به صورتش نگاه کردم چقدر معصوم خوابیده الهی یاد حرف های اون زنه افتادم وای خداااااااااا آلبرت حالا چیکار کنم خدایا خودت کمکم کن من نمیتونم بکشمش یه حسی تو دلم میگفت از آدرین کمک بخواه اون کمکت میکنه ولی اگه نکنه چی اگه بی تفاوت رد شه از این موضوع چی اونجوری فقط خودم رو کوچیک میکنم پوففف چیکار کنم بیخیال به آدرین میگم : آدری آدری آدریییییییییین 

مثل جن زده ها پرید : چیشده ؟ جنگ جهانی سومه؟ من جنگ نمیام ! 

خنده ام گرفته بود : جنگ جهانی سوم کجاست ؟ باید حرف بزنیم 

خودش رو جمع و جور کرد : در مورد چی ؟ 

_ راستش به کمکت نیاز دارم ! 

- هر کمکی از دستم بر بیاد انجام میدم ! 

شروع کردم به تعریف کردن ماجرا از اول تا قتل آلبرت واو به واو بدون کم و کاست همه رو گفتم و شروع کردم به گریه منو تو آغوشش کشید و گفت : هیششش آروم باش خانوم کوچولو حلش میکنیم ! 

_ چه جوری ...آخه ....اگه آلبرت رو نکشم ...مادر و پدرم میمیرن ! 

- تا من هستم نگران چیزی نباش ! 

_ باشه ، حالا باید چیکار کنیم ؟ 

- اول باید جناب استوارت و معشوقه اشون رو بیاریم اینجا بعد نقشمون رو عملی میکنیم ! 

_ چطوری من فقط میدونم که آلبرت خان الان در اسپانیا تشریف دارن اما نمیدونم معشوقه اش کجاست ! 

- اما من میدونم ! 

_ تو از کجا میدونی ؟ مگه معشوقه ی تو هم بوده ! 

- مهم نیست که از کجا میدونم اما تو همین و بدون که معشوقه ام نبوده ! 

_ خب حالا کجا هست این معشوقه ؟ 

- گوشیت رو یه بده ! 

_ گوشیم برای چی ؟ 

- تو بدش ! 

گوشیم رو دادم بهش رفت تو گوگل و به چیزی سرچ کرد بعد گوشی رو گرفت طرفم : بیا اینو بخون ! 

گوشی رو ازش گرفتم : کاترینا لارونا دختر فیلکس لارونا و وارث و طراح معروف شرکت لارونا ! کاتریناااااااااااااااا لارونااااااااااااااااااااا ؟ 

- آره 

_ باورم نمیشه دختر فیلکس لارونا من عاشق کاترینام ! آخجوننننننننننننننننن! خیلی خوشحالم ! یه سوال بپرسم ؟ 

- بپرس 

_ یعنی ما قراره کاترینا رو بیاریم اینجا برای نقشه ؟ 

- درسته هم کاترینا و هم آلبرت ! 

_ فقط چه طوری میخوای بیاریشون اینجا ؟ 

آدرین یه خنده ی شیطانی کرد .......

******کاترینا ******

از رستوران زدم بیرون و رفتم خونه .....فردا صبح بیدار شدم یه بلیز شومیز سفید با کت مشکی و شلوار جذب مشکی آستین کتم هم سه ربع بود با کفشای پاشنه 10 سانتی مشکی که روش پاپیون داشت پوشیدم یه رژ قرمز با ریمل مشکی و خط چشم مشکی موهام رو هم باز گذاشتم و ریختم دورم کیف مشکی و گوشیم و برداشتم و زدم بیرون امروز شرکت نمیرفتم می خواستم با ویولت دختر خالم برم بیرون جلوی خونشون سوارش کردم یه هودی فیروزه ای که روش نوشته بود STAR با شلوار جذب زیتونی و کفشای پاشنه 10 سانتی سبز لجنی پوشیده بود با کیف فیروزه ای به رژ صورتی هم زده بود موهاشم دم اسبی بسته بود سوار شد : سلام کتی خوبی ؟ 

_ سلام ویو من خوبم تو خوبی ؟ 

- خوبم ممنون 

راه افتادم : کجا بریم ؟ 

- اول بریم خرید بعد ناهار بریم رستوران مهمون تو و بعد هم بریم شهر بازی 

_ تو هیچ وقت آدم نمیشی نه ؟ 

- نه همیشه فرشته میمونم 

سری برای تاسف تکون دادم ....... ویولت رو رسوندم خونه تو راه برگشت داشتم از یک کوچه دور میزدم که یهو ماشین خاموش شد هر کار کردم روشن نشد پیاده شدم دیدم داره از کاپوت دود بلند میشه گوشیم رو در آوردم تا زنگ بزنم به نمایندگی اما جواب نمی داد هیچکس در دسترس نبود مجبور شدم به آلبرت زنگ بزنم بعد از یه بوق جواب داد : الو

_ الو آلبرت منم 

- کاترینا چیشده ؟ حالت خوبه ؟ 

_ آره من خوبم فقط ماشینم خراب شده میشه بیای دنبالم ؟ 

- آره حتما کجایی ؟ 

_ من خیابان ....کوچه ی.....( من خیابون هم اسپانیا و کوچه هاش رو نمیشناسم ببخشید ) .

- باشه خودم رو میرسونم

_ مرسی 

5 دقیقه بعد آلبرت اومد پیاده شد و اومد سمتم : کاترینا حالت خوبه ؟ 

_ من آره ولی ماشین نه 

- وایستا یه نگاه بندازم 

_ چقدر زود اومدی ؟ 

- همین نزدیکی ها بودم 

_ آهان

- کاترینا موتور ماشینت سوخته 

_ چییی ؟ 

- باید زنگ بزنیم نمایندگی ببرن موتورش رو عوض کنن !

_ رنگ زدم جواب ندادن 

- پس درش رو فقل کن فردا رنگ میزنیم بیان ببرن 

_ باشه ، در ماشین رو فقل کردم 

- بریم 

_ بریم 

رفتیم سمت ماشین اما قبل از اینکه سوار شیم یه چیزی خورد تو سر آلبرت و آلبرت بیهوش روی زمین افتاد جبغ زدم : آلبررررررررررررررتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ، تکونش میدادم اما فایده ای نداشت داشتم همینطور صداش میکرد که دستمالی جلوی دهنم قرار گرفت و دیگه هیچی نفهمیدم........

************************************************************

آنچه خواهید خواند : 

من اینجا چیکار میکنم ؟ 

- شما کی هستید ؟ 

_ مطمئنی جواب میده ؟

************************************************************

عشق مرگ آسا هنوز تموم نشده.

موضوعات: عشق مرگ آسا
برچسب ها: عشق مرگ آسا
[ 9 Mar 2020 ] [ 7:19 PM ] [ Soniya jon ] [ ]
آخرین مطالب