((( عشق بی قید و شرط )))
(( فصل دوم ))
( رقابت یا لیاقت )
* پارت چهارم *
******مرینت ******
هر سه نفرمون بر گشتیم عقب که با یه پیرمرد روبرو شدیم که بلیز سفید و قرمز و شلوار کرمی پوشیده بود : شما کی هستید ؟
+ یه دوست با من بیاید تا راه درست رو نشونتون بدم !
کاترینا : از کجا معلوم میشه به شما اعتماد کرد ؟
+ نگران نباشید ضرر نمی کنید !
السا : چرا میخواید راهنمایی مون کنید ؟
+ با من بیاید تا متوجه بشید!
ناچار دنبالش راه افتادیم و اون ما رو برد پشت شرکت........
******ناشناس ( سوم شخص ) *******
_چی شد ؟
+ قربان دستورتون انجام شد !
_ خوبه !
+ فقط.....
_ فقط چی ؟
+ استاد فو اون میخواد بهشون کمک کنه !
_ چیییییییییییییییییییییییی ؟ باید میدونستم !
+ قربان حالا میخواید چیکار کنید ؟
_ اگه نتونم جلوی فو رو بگیرم جلوی اون شش نفر رو که میتونم !
+ منظورتون چیه ؟
_ تک تکشون رو از میون بر میدارم !
+ اما چطوری ؟
_ به وسیله ی عشق !
*****فیلکس ******
بعد از رفتن دخترا از خونه زدم بیرون حالم خوب نبود جدیدا یه حسی پیدا کردم اونم نسبت به کاترینا نمیدونم چرا اما همه ی رفتاراش خیره کننده و جذابه حتی اخماش در کل احساسی دارم که تا حالا هیچ وقت نداشتم خیلی عجیبه برام اما در عین حال شیرین داشتم میرفتم سمت خونه که یهو شش تا فراری مشکی دورم و گرفتن یکیشون هم اومد جلوم به خاطر همین مجبور شدم ترمز بگیرم چند تا مرد مسلح اومدن بیرون همشون تفنگ داشتن و نقاب گذاشته بودن به زور از ماشین پیاده کردن مقاومت کردم اما با سرنگ یه چیزی به گردن تزریق کردن که دیگه هیچی نفهمیدم............
*****کاترینا ******
بعد از اینکه از پیش استاد فو اومدیم از مرینت و السا خداحافظی کردم و سوار ماشین شدم سرعتم 150 تا بود چون جاده خلوت بود سریع میرفتم یه لحظه حواسم پرت شد که با بوق ماشین به خودم اومدم یه تریلی 18 چره داشت از جلو میومد با همه ی قدرتمند زدم روی ترمز اما ترمز کار نمی کرد هر کار کردم ماشین واینمیستاد آخر جلوی چشمام سیاه سد و دیگه هیچی نفهمیدم..........
*****مرینت ******
_ دکتر حال کاترینا چطوره ؟
- متاسفانه ایشون دچار مرگ مغزی شدن به همین دلیل رفتن تو کما !
_ بهوش که میاد ؟ درسته؟
- احتمالش فقط 10 درصده باید امیدتون به خدا باشه با اجازه !
دکتر رفت آدرین اومد پیشمون : بچه ها از پلیسا پرسیدم گویا ترمز ماشین کاترینا رو بریدن !
السا : چیییییییییییییییییییییییی ؟
من : کدوم عوضی اینکار رو کرده ؟
آدرین کنار رفت و پلیسا با فیلکس که بهش دستبند زده بودن اومدن پیش ما با شنیدن حرف افسر پلیس زیر پام خالی شد : کار ایشونه و به فیلکس اشاره کرد : جناب فیلکس استوارت ترمز ماشین خانم کاترینا لارونا رو بریدن توسط دوربین های داخل شهری متوجه شدیم !
السا : چطور تونستی ؟
فیلکس : گفتم که من کاری نکردم !
رفتم جلو یقش رو گرفتم : پس اگه کار توی هرزه نیست کار کیه ؟ هاااااان؟ به خاطر تو کاترینا رفته تو کما ! به خاطر تو ممکنه بمیرههههههه!
آدرین منو به بور از فیلکس جدا کرد : مرینت آروم باش !
فیلکس : من نمیفهمم که دارید راجب چی حرف می زنید ؟
آدرین : دیگه کافیه افسر الکسیس لطفا ببریدش !
افسر فیلکس رو برد........
میدونم الان خیلی گیج شدید اما به زودی میفهمید جریان از چه قراره و نقشه ی استاد فو رو هم میفهمید......
بعدی 15تا
این داستان ادامه دارد......
