عشق پنهان پارت 4

که کت گفت:مراقب باش!منم سریع جا خالی دادم و رفتم پیش کت،با یویوم از خودم دفاع کردم که یه چیزی پرت شد سمتم جا خالی دادم و از Louky chorm (نمیدونم درست نوشتم یا نه )یه یویوی دیگه ؟حالا بااین چیکار کنم فهمیدم! باید یکی از قفلای روی پل رو به یویوی خودم و این یکی یویو رو هم به یویوی خودم وصل کنم.انقدر سنگین شده بود که نمیتونستم تکونش بدم!بعدشم رفتم جلو و گفتم:خب… آماده ای برای راند سوم ؟نابودگر:من همیشه آمادم بهم حمله کرد منم رفتم جلو و اون قفل رو وارد بدنش کردم و همونجور اونجا گذاشتمش تا عفونتهای روی قفل وارد بدنش بشه (چون بدنش ژله ای بوده) بعدش که دیدم قیافش حسابی مچاله شده قفل رو از بدنش در آوردم که دیدم یهو پرت شد زمین! کیفش و در آوردم و آکوما رو خارج کردم .

گرفتمت!خداحافظ پروانه کوچولو!میراکلس لیدی باگ! با میراکلس لیدی باگ انگار جون تازه گرفته بودن . برگشتم که کت گفت:بزن قدش!لبخند زدمو گفتم:بزن قدش!که یهو ناخودآگاه دستم و کشیدم عقب و گفتم:بابت اون ح… که لباش خفم کرد!دستم گذاشتم روی قلبشو ازش فاصله گرفتم .خنده هاش داشت دیوونم میکرد!سریع با یویوم از اونجا فاصله گرفتم که بعد از رسیدن به خونه گفتم:تیکی خال ها خاموش!بعدش بابام اومد بالا و گفت:بیا مارینتم ، ناهار حاضره. من:باشه بابا… بعدش دستم و گذاشتم زیر چونم این حس جدید داره دیوونم میکنه! اما نه من عاشق دلباخته ی آدرینم نه کت!ولی نمیتونم این حس و از خودم دور کنم.


آنچه خواهید دید…

حالا مارینت باید چیکار کنه ؟اون درگیر عشقی شده که خودش اونو نمیخواد یا شایدم میخواد.      شما چی فکر میکنین؟

 

ادامه با 7نظر

یادتون نره نظر بدید وگرنه دیگه واقعا ادامه نمیدم 

موضوعات: عشق پنهان
برچسب ها: عشق پنهان
[ 7 Feb 2020 ] [ 12:23 PM ] [ Asal ] [ ]
آخرین مطالب