از زبون "مارینت ":
بعد از ناهار یه راست و بدون هیچ حرفی رفتم بالا ، نه اینجوری نمیشه من باید یکی از این دو نفر رو انتخاب کنم. ولی من خیلی وقته که دیوانه وار آدرین رو دوست دارم ولی از طرفی هم کت نوار هست. فهمیدم!سریع زنگ زدم به آلیا و گفتم:سلام آلیا.خوبی؟ ببین من الان میخوام برم پارک تو و نینو و آدرین و ببینم. آلیا:اوووووووو!باشه الان باهاشون حرف میزنم. من:باشه خداحافظ. بعدشم سریع قطع کردم. گوشیم دستم بود و منتظر زنگه آلیا بودم که بالاخره زنگ زد . بهش گفتم:خب چی شد؟آدرین میاد؟ آلیا:بله اونم میاد. راستی چرا تأکید داشتی اون حتما باشه؟ داشتم از خوشحالی سکته میکردم که خندمو قورت دادم و محکم گفتم:باشه ساعت 13:00 تو پارک باشید.وقتی گوشی رو قطع کردم انقدر حالم خوب بود که حد نداشت!بالاخره وقتش رسید!وقتی رسیدم هیچکس نبود تا…
ادامه با 10نظر
آنچه خواهید دید…
وقتی بقیه یه بچهها میرسن مارینت به آدرین همه چیو اعتراف میکنه که… به نظر شما آدرین چه جوابی به مارینت میده؟
ببخشید این پارت خیلی کم شد
میخواستم یهو یه چیز قشنگ و کامل بهتون تحویل بدم
ایشالا پارت بعدی رو جبران میکنم
بچهها پارت بعدی خیلی مهمه چون میخوام تمام اتفاقات تو پارک رو تعریف کنم.
پارت 6خیلی مهمه
